آیینه پرسید که چرا دیر کرده است
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آیینه و گفت:

احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت خوابی سال ها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه می کنم… آه!
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است..!!
:
نظرات شما عزیزان:
ژیلا 
ساعت17:06---13 آبان 1391
من هميشــــــه ميخندم.
تا کسي نفهمــــــــه چقدر عاشقم.
تا کسي نفهمـــــــه دلم واس شنيدن صداي کسي تنگ شده.
که يه روزي عاشقــم کردو حالا مدتها منو از شنيدن صداش محرووم کرده.
ميخندم.تا کسي نگه چقدر تو ساده اي.خاک برسرت که هنوز منتظري..
باصداي بلند ميخنــــــدم.
به ســــــادگي خودم.
به ياد همه شبهـــــــايي که گريههاتو من ارووم ميکردم.
با صداي بلند به حال غريب خــــــودم ميخندم.
چون نميخوام کسي به گريـــــــههام بخنده…
سلام خوبی؟عیدت مبارک
انگارفقط من سربزنم تامارویادت بیادنه؟!؟
|