
عشق با ما کردی اما زندگی با ديگری
تا به حالا نوبت ما بود و حالا ديگری
گفته بودی که مرا وقت سفر بايد شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با ديگری
هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد
با که حالا سر بگيرند اين غزل ها؟ديگری؟
رسم دنيا بر همين بوده که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چيند آن را ديگری
من که نفرينت نکردم.روزی اما ميدهد
پاسخ کار تو را حالا خدا يا ديگری
نظرات شما عزیزان:
علی 
ساعت1:16---9 آبان 1391
سلام
امید وارم که همه عاشق ها به عشقشون برسن
البته میدونم که نمیرسن ولی امید چیز خوبیه پاسخ:مرسي گلم . هم از حضور گرمت هم از ارزوي كه داشتي از ما كه گذشت . من ارزو دارم شما به ارزوتون برسيد.
|